در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شبیه لنفوم یا مرتبط با تومورهای لنفاوی.
Resembling lymphoma or related to lymphatic tumors.
«بیمار علائم لمفوماتوئید داشت.»
“The patient had lymphomatoid symptoms.”
«شرایط لمفوماتوئید نیاز به مراقبت دقیق دارد.»
“Lymphomatoid conditions require close monitoring.”