major problem

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ma·jor prob·lem/ˈmeɪdʒɚ ˈprɑbləm/
phrase (عبارت)common

عبارت — مشکل بزرگ

مشکل بزرگمعضل عمده

دشواری جدی‌ای که نیاز به توجه یا راه‌حل دارد.

A serious difficulty that requires attention or a solution.

«ترافیک اینجا یک مشکل بزرگ است.»

Traffic is a major problem here.

«کمبود وقت به یک معضل عمده تبدیل شد.»

Lack of time became a major problem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000