make (an) observation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make an ob·ser·va·tion/meɪk ən ˌɑbzərˈveɪʃən/
phrase (عبارت)formal

عبارت — مشاهده‌ای بیان کردن

مشاهده‌ای بیان کردناظهار نظر کردن

بر پایهٔ مشاهدهٔ دقیق، نکته‌ای را بیان کردن.

to state something noticed or learned by careful watching

«او دربارهٔ پرندگان مشاهده‌ای بیان کرد.»

She made an observation about the birds.

«دانشمند چند مشاهده ثبت کرد.»

The scientist made several observations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000