make bones about

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make bones a·bout/meɪk boʊnz əˈbaʊt/
phrase (عبارت)dated

عبارت — تعلل کردن

تعلل کردنبهانه آوردن

دربارهٔ گفتن یا انجام دادن چیزی دودل بودن یا بهانه آوردن؛ معمولاً منفی به کار می‌رود.

To hesitate or make difficulties about doing or saying something, usually used negatively.

«او برای کمک خواستن هیچ‌وقت تعلل نمی‌کند.»

She never makes bones about asking for help.

«برای گفتن حقیقت به او بهانه نیاور.»

Don't make bones about telling him the truth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000