make arrangements

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make ar·range·ments/meɪk əˈreɪndʒmənts/
phrase (عبارت)common

عبارت — ترتیبات دادن

ترتیبات دادنهماهنگی کردن

جزئیات یک رویداد، کار یا دیدار را برنامه‌ریزی و هماهنگ کردن.

To plan and organize the details of an event, activity, or visit.

«برای دیدار شما هماهنگی می‌کنم.»

I will make arrangements for your visit.

«آن‌ها برای عروسی تدارکات دیدند.»

They made arrangements for the wedding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000