make an effort

make an ef·fort/meɪk ən ˈɛfərt/
phrase (عبارت)common

عبارت — تلاش کردن

تلاش کردنکوشش کردن

تلاش کردن برای انجام کاری

to try hard to do something

«باید برای بهتر شدن انگلیسی تلاش کنی.»

You need to make an effort to improve your English.

«او تلاش کرد به موقع برسد.»

He made an effort to arrive on time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tryتلاش کردن

رایج است ولی معمولاً غیررسمی‌تر از make an effort است.

Common. Synonymous but can be more casual than 'make an effort'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000