make love

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk lʌv/
maketo create or performlovedeep affection or sexual relation
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — رابطه عاشقانه داشتن

رابطه عاشقانه داشتنآدم عاشقانه با کسی رابطه جنسی برقرار کند

به طور عاشقانه و محبت‌آمیز با کسی رابطه جنسی برقرار کردن.

To engage in sexual intercourse with someone in an affectionate way.

«آن‌ها دیشب برای اولین بار رابطه عاشقانه داشتند.»

They made love for the first time last night.

«زوج‌ها اغلب برای ابراز احساساتشان رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.»

Couples often make love to express their feelings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
have sexرابطه جنسی داشتن

رایج. کلمه‌ای مستقیم و خنثی برای فعالیت جنسی. بیشتر مواقع جایگزین make love می‌شود اما صمیمیت آن را ندارد.

Common. Direct and neutral for sexual activity. Can replace 'make love' in most contexts but lacks the affectionate tone — e.g. 'They had sex last night' vs 'They made love last night'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000