masquerade

/ˌmæskəˈreɪd/
masquemask-raderelated to event
1noun (اسم)formal

اسم — مهمانی نقابدار

مهمانی نقابدار

جشنی که شرکت‌کنندگان در آن ماسک و لباس مبدل می‌پوشند.

A party or gathering where participants wear masks and disguises.

«آن‌ها دیشب در یک مهمانی نقابدار شرکت کردند.»

They attended a masquerade last night.

«لباس‌های مهمانی نقابدار خیلی تزئین شده بودند.»

The masquerade costumes were elaborate.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): masqueradedpast participle (مفعولی): masqueraded-ing (حال): masquerading3rd (سوم): masquerades

فعل — لباس مبدل پوشیدن

لباس مبدل پوشیدننقاب زدن

پوشیدن لباس یا ماسک برای پنهان کردن هویت.

To wear a disguise or mask to hide one’s identity.

«او به عنوان پیشخدمت لباس مبدل پوشید.»

He masqueraded as a waiter.

«او برای جلوگیری از شناسایی نقاب زد.»

She masqueraded to avoid being recognized.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disguiseتغییر چهره

رایج. تغییر ظاهر برای جلوگیری از شناسایی.

Common. To change appearance to avoid recognition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000