masterfully

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mas·ter·ful·ly/ˈmɑːstərfəli/
masterfulshowing skill or control-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): masterfulposition (جایگاه): end

قید — به طور ماهرانه

به طور ماهرانهاستادانه

با مهارت و تسلط زیاد؛ به طور استادانه.

With great skill or expertise; expertly.

«او روی صحنه به طور استادانه اجرا کرد.»

“She performed masterfully on stage.”

«او به خوبی و تسلط وضعیت را اداره کرد.»

“He masterfully handled the situation.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
expertly— ماهرانه

رایج. یعنی به صورت ماهرانه انجام شده.

Common. Means done skillfully.

skillfully— ماهرانه

رایج. تأکید بر مهارت دارد.

Common. Similar meaning emphasizing skill.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000