adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): clumsyposition (جایگاه): end
قید — بددستانه
بددستانهدستپاچه
به روشی که ناشیانه یا بدون مهارت است.
In a way that is awkward or lacking skill.
«او بطور بددستانه لیوان را انداخت.»
“He clumsily dropped the glass.”
«او بهصورت دستپاچه سعی کرد صندلی شکسته را تعمیر کند.»
“She clumsily tried to fix the broken chair.”
تفاوت با واژههای مشابه
awkwardly— به طرزی ناصاف
معنای مشابه دارد؛ clumsily بر نداشتن ظرافت یا هماهنگی تأکید دارد.
Similar meaning; clumsily stresses lack of grace or coordination.