awkwardly

awk·ward·ly/ˈɔːkwərdli/
awkwardlacking grace or ease-lyadverb suffix indicating manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): awkwardposition (جایگاه): end

قید — ناشیانه

ناشیانهناهنجارانهبی‌دقت

به روشی ناخوشایند، ناهنجار یا دست‌پاچه.

In a clumsy, uncomfortable, or embarrassing manner.

«او برای اولین بار نوزاد را دست و پا شکسته نگه داشت.»

He awkwardly held the baby for the first time.

«او به سوال سخت به شکلی ناگهانی و ناهنجار پاسخ داد.»

She answered awkwardly to the difficult question.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clumsilyبی‌دقت

روزمره. به معنی عدم هماهنگی، در بسیاری از موارد با awkwardly قابل تعویض است.

Everyday. Means lacking coordination, interchangeable with awkwardly in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000