clum

/klʌm/
noun (اسم)archaicplural (جمع): clums

اسم — کلوخ

کلوختوده

جرمی متراکم یا کلوخی، به‌ویژه از خاک رس یا زمین.

A dense mass or lump, especially of clay or earth.

«او محکم به زمین خورد و کلوخ‌ها پراکنده شدند.»

He hit the ground hard, scattering clums.

«پس از باران خاک کلوخ‌های بزرگی داشت.»

The soil had large clums after rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clodکلوخ خاک

رایج. تکه‌ای از خاک یا رس.

Common. A lump of earth or clay.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000