clued

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kluːd/
cluea piece of evidence or information-edpast tense or adjective marker
adjective (صفت)informal

صفت — باخبر

باخبرمطلعآگاه

دارای آگاهی یا دانش درباره چیزی؛ مطلع و باخبر.

Having knowledge or understanding of something; informed or aware.

«او از مهمانی سورپرایز مطلع بود.»

“He was clued in about the surprise party.”

«آیا از جزئیات پروژه جدید باخبر هستی؟»

“Are you clued on the new project details?”

تفاوت با واژه‌های مشابه
informed— مطلع

رسمی. دارای اطلاعات یا دانش در مورد موضوع.

Formal. Having information or knowledge about a subject.

aware— آگاه

رایج. دانستن در مورد موضوعی، مخصوصاً حقایق یا وضعیت‌ها.

Common. Knowing about something, especially facts or situations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000