در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صدای کوتاه و تیز مرغ ماده را دادن.
To make the short, sharp sound characteristic of a hen.
«مرغ به آرامی به جوجههایش کلون کلون کرد.»
“The hen clucked softly to her chicks.”
«صدای کلون کلون مرغها را بیرون طویله شنیدیم.»
صدای کوتاه و تیز مرغ یا پرنده مشابه.
The short, sharp sound made by a hen or similar bird.
«صدای کلون کلون مرغ نزدیک لانه شنیده شد.»
“We heard the cluck of the hen near the coop.”
«صدای کلون ما را از حضور مرغ آگاه کرد.»
“The cluck alerted us to the hen's presence.”