clueing

clue·ing/ˈkluːɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): cluedpast participle (مفعولی): clued-ing (حال): clueing3rd (سوم): clues

فعل — راهنمایی کردن

راهنمایی کردننشانه دادن

دادن نشانه یا اطلاعاتی برای کمک به فهم یا حل مسئله

Giving someone a hint or piece of information to help them understand or solve something.

«او داشت به ما درباره راز راهنمایی می‌داد.»

He was clueing us in on the secret.

«او به تیمش برای پیدا کردن راه‌حل کمک می‌کند.»

She is clueing her team to find the solution.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hintingاشاره کردن

رایج. معنی مشابه ولی معمولاً غیررسمی است.

Common. Similar meaning; 'clueing' often used informally or in specific contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000