matriarch

ma·tri·arch/ˈmeɪtriˌɑːrk/
matri-mother-archruler / chief
noun (اسم)commonplural (جمع): matriarchs

اسم — مادر سالار

مادر سالاررئیس خاندان زن

زنی که رئیس یک خانواده یا قبیله است و قدرت و اقتدار اصلی را در دست دارد.

A woman who is the head of a family or tribe.

«او مادر سالار بلامنازع آن خانواده بزرگ بود.»

She was the undisputed matriarch of the large family.

«مادر سالار تمام تصمیمات مهم را برای طایفه می‌گرفت.»

The matriarch made all the important decisions for the clan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dowagerزن بیوه صاحب منصب

کهن/رسمی. به بیوه‌ای اشاره دارد که دارای اموال یا عنوانی از همسر متوفی خود است. در حالی که ممکن است نفوذ قابل توجهی داشته باشد، 'دواگر' به طور خاص به وضعیت او از طریق همسرش اشاره دارد، نه لزوماً اقتدار مادر سالاری ذاتی. در همه زمینه‌ها قابل جایگزینی نیست.

Archaic/Formal. Refers to a widow with property or a title derived from her deceased husband. While she might hold significant influence, 'dowager' specifically implies her status through her husband, not necessarily inherent matriarchal authority. Not interchangeable in all contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000