maxing

max·ing/ˈmæksɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): maxedpast participle (مفعولی): maxed-ing (حال): maxing3rd (سوم): maxes

فعل — به حداکثر رساندن

به حداکثر رساندن

زبان حال استمراری فعل 'max'؛ رسیدن یا رساندن چیزی به بالاترین حد.

Present participle of 'max'; reaching or pushing something to the highest limit.

«او دوباره کارت اعتباری خود را به حداکثر رسانده است.»

He is maxing out his credit card again.

«رساندن سیستم به حد اکثر می‌تواند خطا ایجاد کند.»

Maxing the system can cause errors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maximizingبیشینه کردن

واژه رسمی و فنی مشابه؛ اغلب در زمینه کسب‌وکار یا فناوری استفاده می‌شود.

Formal and technical term similar in meaning; often used in business or technology contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000