verb (فعل)commonpast (گذشته): maxedpast participle (مفعولی): maxed-ing (حال): maxing3rd (سوم): maxes
فعل — به حداکثر رساندن
به حداکثر رساندن
زبان حال استمراری فعل 'max'؛ رسیدن یا رساندن چیزی به بالاترین حد.
Present participle of 'max'; reaching or pushing something to the highest limit.
«او دوباره کارت اعتباری خود را به حداکثر رسانده است.»
“He is maxing out his credit card again.”
«رساندن سیستم به حد اکثر میتواند خطا ایجاد کند.»
“Maxing the system can cause errors.”
تفاوت با واژههای مشابه
maximizing— بیشینه کردن
واژه رسمی و فنی مشابه؛ اغلب در زمینه کسبوکار یا فناوری استفاده میشود.
Formal and technical term similar in meaning; often used in business or technology contexts.