در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زمینی پوشیده از چمن و گلهای خودرو که معمولاً در حاشیه رودخانه یا مناطق روستایی است.
A field of grass and wildflowers, often near a river or in the countryside.
«گاوها در چمنزار چرا میکردند.»
“The cows were grazing in the meadow.”
«ما در چمنزار آفتابی پیکنیک داشتیم.»
“We had a picnic on the sunny meadow.”
متداول. بیشتر برای زمینهای چراگاه حیوانات به کار میرود؛ وقتی تأکید بر چرای حیوانات باشد جایگزین meadow میشود، ولی pasture بیشتر معنی چراگاه دارد و کمتر به گلهای وحشی اشاره دارد.
Common. Often used for land where animals graze; can replace 'meadow' when emphasizing grazing land, but 'pasture' is less about wildflowers and more about livestock.
بسیار متداول و کلی. در موقعیتهای عمومی جایگزین meadow میشود اما field شامل زمینهای زراعی هم میشود و به طور خاص به مناطق چمنزار وحشی اشاره ندارد.
Very common and broad. Can replace 'meadow' in general contexts but 'field' includes crops and is less specific to grassy wild areas.