(زمان گذشته ساده و اسم مفعول فعل 'mean') قصد انتقال یا اشاره به چیز خاصی را داشت؛ معنی داد.
(Past simple and past participle of 'mean') intended to convey or refer to a particular thing; signified.
«او قصد داشت زودتر به شما زنگ بزند.»
“He meant to call you earlier.”
«منظورت از آن حرف چه بود؟»
“What did you mean by that remark?”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. داشتن (یک برنامه عملی) به عنوان هدف یا مقصود. هنگام اشاره به منظور یا هدف بسیار شبیه 'meant' است.
Common. To have (a course of action) as one's purpose or object. Very similar to 'meant' when referring to purpose or aim.
رسمی. نشانهای از (چیزی) بودن؛ معنی دادن. اغلب برای نمادها یا اعمالی که چیزی را نشان میدهند استفاده میشود.
Formal. To be an indication of (something); to mean. Often used for symbols or actions that represent something.