بازگشت

meant

/mɛnt/
verb (فعل)common
past (گذشته): meantpast participle (مفعولی): meant-ing (حال): meaning3rd (سوم): means
منظور داشتقصد داشتمعنی داد

(زمان گذشته ساده و اسم مفعول فعل 'mean') قصد انتقال یا اشاره به چیز خاصی را داشت؛ معنی داد.

(Past simple and past participle of 'mean') intended to convey or refer to a particular thing; signified.

«او قصد داشت زودتر به شما زنگ بزند.»

He meant to call you earlier.

«منظورت از آن حرف چه بود؟»

What did you mean by that remark?

تفاوت با واژه‌های مشابه
intendedقصد داشت

رایج. داشتن (یک برنامه عملی) به عنوان هدف یا مقصود. هنگام اشاره به منظور یا هدف بسیار شبیه 'meant' است.

Common. To have (a course of action) as one's purpose or object. Very similar to 'meant' when referring to purpose or aim.

signifiedدلالت داشت

رسمی. نشانه‌ای از (چیزی) بودن؛ معنی دادن. اغلب برای نمادها یا اعمالی که چیزی را نشان می‌دهند استفاده می‌شود.

Formal. To be an indication of (something); to mean. Often used for symbols or actions that represent something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000