در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برنامهای یا هدفی داشتن؛ قصد انجام کاری را داشتن.
To have as a plan or purpose; to mean to do something.
«من قصد دارم این گزارش را تا جمعه تمام کنم.»
“I intend to finish this report by Friday.”
«قصد داری بعدش چه کار کنی؟»
“What do you intend to do next?”
روزمره. «برنامهریزی کردن» به یک ترتیب یا استراتژی دقیقتر برای اقدامات آینده اشاره دارد. «قصد داشتن» درباره هدف یا منظور کلی است که ممکن است هنوز به طور کامل برنامهریزی نشده باشد.
Everyday. 'Plan' implies a more detailed arrangement or strategy for future actions. 'Intend' is about the general aim or purpose, which might not yet be fully planned.
روزمره. «منظور داشتن» میتواند به جای «قصد داشتن» استفاده شود وقتی به هدف یا منظور یک شخص اشاره دارد. با این حال، «منظور داشتن» معانی دیگری نیز دارد (مانند «دلالت کردن»)، بنابراین «قصد داشتن» برای منظور واضحتر است.
Everyday. 'Mean' can be used interchangeably with 'intend' when referring to a person's purpose or aim. However, 'mean' also has other senses (e.g., 'to signify'), so 'intend' is clearer for purpose.
برای هدفی خاص یا گیرندهای خاص طراحی یا مقدر کردن.
To design or destine for a particular purpose or recipient.
«این کتاب برای نوجوانان در نظر گرفته شده بود.»
“The book was intended for young adults.”
«این ابزار فقط برای استفاده سبک در نظر گرفته شده است.»
روزمره. «طراحی کردن» بر خلق و برنامهریزی چیزی با عملکردی خاص در ذهن تمرکز دارد. «در نظر گرفتن» در اینجا درباره هدف یا گیرندهای است که چیزی برای آن خلق شده است.
Everyday. 'Design' focuses on the creation and planning of something with a specific function in mind. 'Intend' here is about the purpose or recipient that something is created for.
رسمی/ادبی. «مقدر کردن» به این معناست که چیزی برای سرنوشت یا هدفی خاص از پیش تعیین شده یا منصوب شده است، اغلب با حس ناگزیری. «در نظر گرفتن» یک تصمیم فعالتر و انسانی است.
Formal/Literary. 'Destine' suggests that something is predetermined or appointed for a particular fate or purpose, often with a sense of inevitability. 'Intend' is a more active, human decision.