1noun (اسم)formal
اسم — مکانیک
مکانیکعلم حرکت
شاخهای از فیزیک که به حرکت و نیروهای وارد بر اجسام میپردازد.
The branch of physics dealing with motion and forces acting on objects.
«او مکانیک را در دانشگاه مطالعه میکند.»
“He studies mechanics at university.”
«درک مکانیک برای مهندسان ضروری است.»
“Understanding mechanics is essential for engineers.”
تفاوت با واژههای مشابه
dynamics— پویاشناسی
رسمی. شاخه مرتبط در فیزیک که گاهی با مکانیک همپوشانی دارد.
Formal. A related field within physics, sometimes overlapping with mechanics.
2noun (اسم)common
اسم — تعمیرات
تعمیراتفنون مکانیکی
کار عملی یا روشهای تعمیر و نگهداری ماشینآلات.
The practical work or techniques of fixing and maintaining machinery.
«او فنون مکانیکی موتور خودرو را بلد است.»
“He knows the mechanics of car engines.”
«کارگاه در تعمیر دوچرخه تخصص دارد.»
“The workshop specializes in bicycle mechanics.”