meditations

med·i·ta·tions/ˌmɛdɪˈteɪʃənz/
noun (اسم)commonplural (جمع): meditations

اسم — تفکر

تفکراندیشهمراقبه

فعالیت یا جلسات تفکر عمیق و متمرکز.

Acts or sessions of deep, focused thought or reflection

«او ساعت‌ها در مراقبه آرام وقت گذراند.»

She spent hours in quiet meditations.

«مراقبه‌ها به او کمک کردند آرامش پیدا کند.»

Meditations helped him find peace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reflectionsتأملات

رسمی. بر تأملات فکری یا معنوی تأکید دارد.

Formal. Emphasizes thoughtful consideration, often written or spiritual.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000