meets

/miːts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): metpast participle (مفعولی): met-ing (حال): meeting3rd (سوم): meets

فعل — ملاقات کردن

ملاقات کردندیدار کردن

به صورت برنامه‌ریزی شده یا اتفاقی با کسی روبرو شدن.

Comes into the presence or company of someone by arrangement or chance.

«او هر آخر هفته با دوستانش ملاقات می‌کند.»

She meets her friends every weekend.

«او فردا با مدیر جدید ملاقات می‌کند.»

He meets the new manager tomorrow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encountersروبرو شدن

متداول. معنای مشابه دارد و معمولا برای ملاقات‌های غیررسمی یا غیرمنتظره به کار می‌رود.

Common. Similar meaning, often used for unexpected or less formal meetings.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000