در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل متاستاز؛ سلولهای سرطانی به بخشهای دیگر بدن گسترش یافتند.
Past tense of metastasize; cancer cells spread to other parts of the body.
«تومور به ریهها متاستاز کرد.»
“The tumor metastasised to the lungs.”
«در مراحل پیشرفته، سرطان اغلب متاستاز پیدا میکند.»