midi
اسم — میدی
یک استاندارد فنی برای اتصال ابزارهای موسیقی، کامپیوترها و دستگاههای صوتی مرتبط، که به آنها امکان برقراری ارتباط و همگامسازی را میدهد.
A technical standard for connecting musical instruments, computers, and related audio devices, allowing them to communicate and synchronize.
«کیبورد از طریق کابل MIDI به کامپیوتر متصل میشود.»
“The keyboard connects to the computer via a MIDI cable.”
«دادههای MIDI نتها و زمانبندی را ضبط میکنند، نه صدا را.»
“MIDI data records notes and timing, not audio.”
صفت — میدی
(در مورد دامن یا لباس) با لبهای که تا ساق پا میرسد.
(Of a skirt or dress) having a hemline extending to the calf.
«او یک لباس میدی شیک را برای مراسم پوشیده بود.»
“She wore a stylish midi dress to the event.”
«دامنهای میدی یک انتخاب مد همهکاره هستند.»
“Midi skirts are a versatile fashion choice.”
اسم — لباس میدی
یک دامن یا لباس میدی.
A midi skirt or dress.
«او یک میدی جدید برای کمد لباس تابستانیاش خرید.»
“She bought a new midi for her summer wardrobe.”
«فروشگاه انتخاب خوبی از میدیها داشت.»
“The shop had a great selection of midis.”