milchig

milch·ig/ˈmɪl.tʃɪɡ/
milchproducing milk-igYiddish suffix meaning 'of' or 'related to'
adjective (صفت)technical

صفت — شیرین (در قانون یهود)

شیرین (در قانون یهود)ارگانیک از شیر

مربوط به یا نشان‌دهنده غذا یا خوراکی‌های حاوی شیر طبق قوانین غذایی یهودی.

Relating to or denoting food or dishes that contain or are cooked with milk, in Jewish dietary law.

«پنیر تحت قوانین کوشر شیرین محسوب می‌شود.»

Cheese is considered milchig under kosher rules.

«خوراک‌های شیرین نیاز به ظروف جدا از خوراک‌های گوشتی دارند.»

Milchig dishes require separate utensils from meat dishes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000