mimed

/maɪmd/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): mimedpast participle (مفعولی): mimed-ing (حال): miming3rd (سوم): mimes

فعل — پانتومیم شده

پانتومیم شدهنمایش داده شده با ایما و اشاره

شکل گذشته و اسم مفعول فعل 'mime' به معنای نمایش دادن یک داستان یا احساسات بدون کلام، تنها با استفاده از حرکات و حالات چهره.

Past simple and past participle of 'mime', meaning to act out a story or emotions without words, using only gestures and facial expressions.

«هنرمند صحنه‌ای از به دام افتادن در یک جعبه را پانتومیم کرد.»

The artist mimed a scene of being trapped in a box.

«او غم خود را با ایما و اشاره نمایش داد، قادر به صحبت نبود.»

She mimed her sorrow, unable to speak.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gesturedاشاره شده

روزمره. 'Gestured' بر استفاده از حرکات دست یا بدن برای انتقال معنا تمرکز دارد. هنگامی که کل اجرا از حرکات تشکیل شده باشد، قابل تعویض است. 'او میل خود را برای غذا با اشاره بیان کرد.'

Everyday. 'Gestured' focuses on the use of hand or body movements to convey meaning. It's interchangeable when the entire performance consists of gestures. 'He gestured his desire for food.'

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more mimedsuperlative (عالی): most mimed

صفت — پانتومیم شده

پانتومیم شدهبا ایما و اشاره

اجرا یا منتقل شده از طریق پانتومیم.

Performed or conveyed through mime.

«نمایش پانتومیم شده یکی از برجسته‌ترین بخش‌های جشنواره بود.»

The mimed performance was a highlight of the festival.

«ناامیدی او که با ایما و اشاره نشان داده شد، برای همه واضح بود.»

His mimed frustration was clear to everyone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000