minimally

min·i·mal·ly/ˈmɪnɪməli/
minismallmalbad-lyadverb
adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): minimalposition (جایگاه): middle

قید — حداقل

حداقلبه کمترین میزان

به میزان بسیار کم یا محدود.

To a very small extent or degree.

«دستگاه انرژی کمی مصرف می‌کند.»

The device consumes minimally energy.

«او به حداقل در پروژه دخیل بود.»

He was minimally involved in the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slightlyاندکی

رایج. به مقدار کم اشاره دارد و اغلب در بسیاری از مواقع قابل جایگزینی است.

Common. Means a small amount, often interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000