minoring

mi·nor·ing/ˈmaɪnərɪŋ/
minorlesser in importance-ingpresent participle or gerund
noun (اسم)common

اسم — رشته فرعی

رشته فرعیتمرکز فرعی

عمل یا فرآیند مطالعه رشته‌ای کم‌اهمیت‌تر در دانشگاه.

The act or process of studying a secondary subject in college.

«او در رشته روانشناسی فرعی گرفته است.»

She is minoring in psychology.

«رشته فرعی مکمل مدرک اصلی است.»

Minoring complements the major degree.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000