بازگشت

misgive

mis·give/mɪsˈɡɪv/
verb (فعل)formal
past (گذشته): misgavepast participle (مفعولی): misgiven-ing (حال): misgiving3rd (سوم): misgives
نگران بودنبدگمان بودن

به کسی احساس تردید یا شک دادن؛ درباره چیزی دچار بدبینی یا نگرانی شدن.

To cause someone to feel doubt or suspicion, to have misgivings about something.

«احساس می‌کنم طرح موفق نخواهد شد.»

I misgive that the plan will succeed.

«او درباره صداقت او شک دارد.»

She misgives about his honesty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
doubtتردید داشتن

رایج. گاهی هنگام بیان عدم اطمینان قابل تعویض است.

Common. Sometimes interchangeable when expressing uncertainty or mistrust.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000