mislay

mis·lay/mɪsˈleɪ/
mis-wrongly, badlylayto put down
verb (فعل)commonpast (گذشته): mislaidpast participle (مفعولی): mislaid-ing (حال): mislaying3rd (سوم): mislays

فعل — گم کردن

گم کردنجا گذاشتن اشتباهی

چیزی را به طور موقت گم کردن به دلیل گذاشتن آن در جای اشتباه.

To lose something temporarily by putting it in the wrong place.

«دوباره کلیدهایم را جا گذاشتم.»

I mislaid my keys again.

«او اغلب مدارک مهم را گم می‌کند.»

She often mislays important documents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misplaceبه جای اشتباه گذاشتن

متداول. تقریباً هم‌معنی است؛ چیزی را جایی گذاشتن که پیدا نشود.

Common. Nearly synonymous; to put something where it cannot be found.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000