در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وسیلهای مثل الگو یا نشانهای برای کمک به حفظ و یادآوری.
A device such as a pattern of letters or ideas to aid memory.
«او یک راه یادسپاری برای حفظ ترتیب سیارات به کار برد.»
“He used a mnemonic to remember the order of planets.”
«این حروف اول به عنوان یک یادگیرنده مفید عمل میکند.»
“The acronym serves as a useful mnemonic.”
مرتبط با حافظه یا طراحی شده برای کمک به حافظه.
Relating to memory or designed to assist memory.
«آنها از روشهای یادسپاری برای بهبود یادآوری استفاده کردند.»
“They followed mnemonic techniques to improve recall.”
«قوانین یادسپاری یادگیری را آسانتر میکنند.»
“Mnemonic rules make learning easier.”