mnemonic

mne·mo·nic/nɪˈmɒnɪk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): mnemonics

اسم — یادگیرنده

یادگیرندهابزار یادسپاری

وسیله‌ای مثل الگو یا نشانه‌ای برای کمک به حفظ و یادآوری.

A device such as a pattern of letters or ideas to aid memory.

«او یک راه یادسپاری برای حفظ ترتیب سیارات به کار برد.»

He used a mnemonic to remember the order of planets.

«این حروف اول به عنوان یک یادگیرنده مفید عمل می‌کند.»

The acronym serves as a useful mnemonic.

2adjective (صفت)common

صفت — یادسپاری

یادسپاریمرتبط با حافظه

مرتبط با حافظه یا طراحی شده برای کمک به حافظه.

Relating to memory or designed to assist memory.

«آن‌ها از روش‌های یادسپاری برای بهبود یادآوری استفاده کردند.»

They followed mnemonic techniques to improve recall.

«قوانین یادسپاری یادگیری را آسان‌تر می‌کنند.»

Mnemonic rules make learning easier.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000