molded

mold·ed/ˈmoʊldɪd/
adjective (صفت)common

صفت — شکل داده شده

شکل داده شدهقالب‌گیری شده

شکل داده‌شده به صورتی خاص یا ساختاری، معمولاً با قالب‌گیری ماده نرم.

Formed into a particular shape or structure, usually by shaping a soft material in a mold.

«قطعات پلاستیکی قالب‌گیری شده مقاوم هستند.»

The molded plastic parts are durable.

«این ظرف از مواد بازیافتی قالب‌گیری شده است.»

This container is molded from recycled materials.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shapedشکل داده شده

رایج. معنای مشابه، اغلب شکل دادن عمومی.

Common. Similar meaning, often general shaping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000