shaped

/ʃeɪpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shapedpast participle (مفعولی): shaped-ing (حال): shaping3rd (سوم): shapes

فعل — شکل داد

شکل دادشکل‌یافته

شکل دادن یا به شکل خاصی درآوردن چیزی.

Formed or gave a particular shape to something.

«هنرمند گل را به شکل گلدان درآورد.»

The artist shaped the clay into a vase.

«تجربه‌هایش شخصیتش را شکل داد.»

Her experience shaped her personality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
formedشکل گرفته

رایج. در زمینه شکل دادن قابل جایگزینی است.

Common. Very similar in meaning, interchangeable in contexts of molding or making shapes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000