distorted

dis·tort·ed/dɪˈstɔːrtɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more distortedsuperlative (عالی): most distorted

صفت — کج و معوج

کج و معوجتحریف شده

تغییر یافته از شکل، صدا یا معنی اصلی به شیوه‌ای گمراه‌کننده یا ناخوشایند.

Altered from the original shape, sound, or meaning in a way that is misleading or unpleasant.

«تصویر روی صفحه نمایش کج و معوج بود.»

The image on the screen was distorted.

«سخنان او دیدگاهی تحریف‌شده از رویداد ارائه داد.»

His words gave a distorted view of the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
warpedکج شده

متداول. به معنای خم شده یا پیچ خورده؛ در معناهای ظاهری یا مجازی مشابه است.

Common. Means bent or twisted out of shape; similar in visual or figurative sense.

twistedپیچ خورده

متداول. معنای مشابه؛ هم به صورت واقعی و هم مجازی به کار می‌رود.

Common. Similar meaning; used both literally and figuratively.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000