adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): warpersuperlative (عالی): warpest
صفت — کج شده
کج شدهانحنا یافته
خمیده یا پیچخورده به شکل اصلی، معمولاً به خاطر آسیب یا فشار.
Bent or twisted out of original shape, often due to damage or pressure.
«در چوبی کج شده درست بسته نمیشد.»
“The warped wooden door did not close properly.”
«حس عدالت منحرف او دیگران را گیج کرد.»
“His warped sense of justice confused others.”
تفاوت با واژههای مشابه
distorted— تحریف شده
رایج. بر شکل یا فرم تغییر یافته تأکید دارد، معمولاً بصری یا مفهومی.
Common. Emphasizes altered shape or form, often visually or conceptually.