molder

mol·der/ˈmoʊl.dər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): molderedpast participle (مفعولی): moldered-ing (حال): moldering3rd (سوم): molders

فعل — پوسیدن

پوسیدنتجزیه شدن

به آرامی پوسیدن یا تجزیه شدن، به‌ویژه به دلیل بی‌توجهی یا رطوبت.

To slowly decay or disintegrate, especially due to neglect or damp conditions.

«کتاب‌ها در زیرزمین مرطوب شروع به پوسیدن کردند.»

The books began to molder in the damp basement.

«برگ‌ها در پاییز به سرعت پوسیده می‌شوند.»

Leaves molder quickly in autumn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decayپوسیدن

رایج. اصطلاح کلی برای تجزیه مواد آلی.

Common. General term for breakdown of organic matter.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000