momento

mo·men·to/məˈmɛn.toʊ/
noun (اسم)commonplural (جمع): momentos

اسم — یادگاری

یادگاریsouvenir

شیئی که به عنوان یادآور یک فرد یا رویداد نگه‌داری می‌شود

an object kept as a reminder of a person or event

«او برایم یادگاری از سفرش آورد.»

She gave me a momento from her trip.

«آن عکس یک یادگاری ارزشمند است.»

That photo is a precious momento.

تفاوت با واژه‌های مشابه
souvenirسوغات

متداول. شیئی برای یادآوری مکان یا رویداد؛ بسیار نزدیک به معنی momento.

Common. An object kept to remember a place or event; very close in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000