souvenir

sou·ve·nir/ˌsuːvəˈnɪər/
noun (اسم)commonplural (جمع): souvenirs

اسم — سوغات

سوغاتیادگاری

چیزی که برای یادآوری یک مکان، رویداد یا تجربه نگه داشته می‌شود.

An object kept as a reminder of a place, event, or experience.

«یک یادگاری از پاریس خریدم.»

I bought a souvenir from Paris.

«این صدف یادگاری از سفرش به ساحل است.»

The shell is a souvenir from her trip to the beach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mementoیادگار

رسمی است. وقتی بخواهیم بر ارزش عاطفی تأکید کنیم جایگزین souvenir می‌شود، مثل جمله «او یادگاری از سفر نگه داشت». در محاوره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'souvenir' in contexts emphasizing sentimental value — 'She kept a memento from the trip' works. Less used in casual speech.

keepsakeیادگاری

رسمی و ادبی است. شبیه memento ولی بیشتر حالت عاطفی دارد. در گفتار روزمره کمتر به‌کار می‌رود.

Formal/poetic. Similar to 'memento', often with sentimental meaning. Less common in everyday speech than 'souvenir'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000