moneymaking

mon·ey·mak·ing/ˈmʌn.iˌmeɪ.kɪŋ/
moneycurrencymakingthe act of producing or generating
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more moneymakingsuperlative (عالی): most moneymaking

صفت — سودآور

سودآوردرآمدزا

سودآور، تولیدکننده درآمد یا سود.

Producing a profit or income.

«آنها یک کسب‌وکار جدید سودآور راه‌اندازی کردند.»

They started a new moneymaking business.

«برنامه‌های درآمدزا می‌توانند پرخطر باشند.»

Moneymaking schemes can be risky.

تفاوت با واژه‌های مشابه
profitableسودآور

رایج. معمولاً برای اشاره به سود مالی قابل جایگزینی است.

Common. Generally interchangeable with moneymaking for financial gain.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000