mop

/mɒp/
1noun (اسم)commonplural (جمع): mops

اسم — تی

تیبرس تمیزکننده

ابزاری با دسته بلند و سر جاذب برای تمیز کردن کف

A tool with a long handle and absorbent head for cleaning floors

«او از تی برای تمیز کردن کف آشپزخانه استفاده کرد.»

She used a mop to clean the kitchen floor.

«تی بعد از پاک کردن اتاق خیس بود.»

The mop was wet after mopping the room.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): moppedpast participle (مفعولی): mopped-ing (حال): mopping3rd (سوم): mops

فعل — تی کشیدن

تی کشیدنتمیز کردن کف

تمیز کردن کف با استفاده از تی

To clean a floor using a mop

«او بعد از پختن کف آشپزخانه را تی کشید.»

She mopped the kitchen floor after cooking.

«لطفاً ریختگی را در راهرو تی بکش.»

Please mop the spill in the hallway.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanتمیز کردن

روزمره. اصطلاح کلی برای تمیز کردن، شامل تی کشیدن.

Everyday. General term for making clean, including mopping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000