moorish
صفت — موری
مربوط به مردم مور، قومی مسلمان از شمال غرب آفریقا.
Of or relating to the Moors, a Muslim people of Northwest Africa.
«کاخ الحمرا معماری موری نفیسی را به نمایش میگذارد.»
“The Alhambra Palace showcases exquisite Moorish architecture.”
«تأثیر موری هنوز در بخشهایی از جنوب اسپانیا دیده میشود.»
“Moorish influence can still be seen in parts of Southern Spain.”
صفت — تیرهپوست
شبیه به مردم مور، به ویژه در داشتن پوستی تیره یا گندمگون. (کاربرد قدیمی یا کهن)
Resembling a moor, especially in having a dark or swarthy complexion. (Dated or archaic usage)
«ملوان پیر چهرهای آفتابسوخته و تیرهپوست داشت.»
“The old sailor had a weathered, Moorish face.”
«او از ویژگیهای تیرهپوست او تمجید کرد.»
“She admired his Moorish features.”
تفاوت با واژههای مشابه
ادبی/روزمره (میتواند تا حدودی قدیمی تلقی شود). پوستی تیره را توصیف میکند، اغلب به دلیل قرار گرفتن در معرض آفتاب یا قومیت. 'Moorish' در این معنا عمدتاً در ادبیات قدیمی استفاده میشود و برای توصیف رنگ پوست کمتر از 'swarthy' رایج است.
Literary/Everyday (can be considered somewhat dated). Describes a dark complexion, often due to sun exposure or ethnicity. 'Moorish' in this sense is primarily used in older literature and is less common than 'swarthy' for describing skin tone.