mope

/moʊp/
verb (فعل)commonpast (گذشته): mopedpast participle (مفعولی): moped-ing (حال): moping3rd (سوم): mopes

فعل — افسرده بودن

افسرده بودنپریشان بودن

غمگین و بی‌حال بودن؛ رفتار کردن به صورت غمگین و بی‌انرژی.

To be dejected and apathetic; to act gloomy and without energy.

«وقتی اوضاع خراب می‌شود، معمولاً گرفته و افسرده می‌شود.»

He tends to mope when things go wrong.

«دست از افسردگی بردار و سعی کن مثبت باشی.»

Stop moping and try to be positive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sulkاخم کردن

غیررسمی. ساکت و ناراحت بودن، اغلب برای جلب توجه، مشابه مایوس بودن اما عمدی‌تر.

Informal. To be silent and unhappy, often to get attention, similar to moping but more intentional.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000