در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کشوری در شمال آفریقا، با خط ساحلی در اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه.
A country in North Africa, with a coastline on the Atlantic Ocean and the Mediterranean Sea.
«آنها تابستان آینده قصد سفر به مراکش را دارند.»
“They are planning a trip to Morocco next summer.”
«مراکش به خاطر فرهنگ پر جنب و جوش و شهرهای زیبایش معروف است.»
“Morocco is known for its vibrant culture and beautiful cities.”
چرمی ظریف و انعطافپذیر، معمولاً از پوست بز تهیه میشود، اغلب با سطحی شیاردار متمایز، که برای صحافی و کفش استفاده میشود.
A fine flexible leather, typically made from goatskin, often with a distinctive ribbed surface, used for bookbinding and shoes.
«کتاب قدیمی با چرم مراکشی قرمز زیبا صحافی شده بود.»
“The old book was bound in beautiful red morocco.”
«چرم مراکشی به دلیل دوام و ظاهر شیکش ارزشمند است.»
“Morocco leather is prized for its durability and elegant appearance.”
معمول. 'Leather' اصطلاح عمومی برای مواد ساخته شده از پوست حیوانات است. 'Morocco' به طور خاص به چرم با کیفیت بالا، اغلب از پوست بز، با پرداخت خاص اشاره دارد که معمولاً برای اقلام لوکس استفاده میشود.
Common. 'Leather' is the general term for material made from animal hide. 'Morocco' specifically refers to a high-quality, often goatskin, leather with a particular finish, typically for luxury items.