mouth

/maʊθ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): mouths

اسم — دهان

دهان

سوراخ پایینی صورت انسان که با لب‌ها احاطه شده و غذا از طریق آن وارد می‌شود و صداها از آن خارج می‌گردد.

The opening in the lower part of the human face, surrounded by the lips, through which food is taken in and sounds are emitted.

«او دهانش را برای صحبت باز کرد.»

He opened his mouth to speak.

«دهانت را ببند.»

Keep your mouth shut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mawدهان حیوان

ادبی/رسمی. معمولاً برای دهان حیوانات، به ویژه حیوانات بزرگ یا ترسناک، استفاده می‌شود. در زبان روزمره برای دهان انسان قابل جایگزینی نیست.

Literary/formal. Typically used for the mouth of an animal, especially a large or fearsome one. Not interchangeable for human mouths in everyday language.

2noun (اسم)commonplural (جمع): mouths

اسم — دهانه

دهانهمصَب

دهانه یک ظرف یا فضا، یا محلی که یک رودخانه به دریا می‌ریزد.

The opening of a container or space, or the point where a river enters the sea.

«دهانه غار تاریک بود.»

The mouth of the cave was dark.

«آنها به دهانه رودخانه قایقرانی کردند.»

They sailed to the mouth of the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
openingسوراخ

رایج. یک اصطلاح کلی برای هر شکاف یا سوراخ. برای دهانه ظرف یا غار قابل جایگزینی است. برای دهانه رودخانه کمتر دقیق است.

Common. A general term for any gap or hole. Can be interchangeable for the mouth of a container or cave. Less precise for a river mouth.

estuaryخور

فنی/جغرافیایی. به طور خاص به دهانه رودخانه‌های بزرگ در جایی که جزر و مد با جریان رودخانه تلاقی می‌کند، اشاره دارد. برای دهانه ظرف قابل جایگزینی نیست.

Technical/geographical. Specifically refers to the tidal mouth of a large river, where the tide meets the stream. Not interchangeable for container mouths.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000