mousy

mou·sy/ˈmaʊ.zi/
mousesmall rodent-yhaving qualities of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): mousiersuperlative (عالی): mousiest

صفت — موشی

موشیرنگ موش خاکستری

شبیه موش، به ویژه در رنگ یا رفتار ترسو؛ کسل‌کننده و خجالتی.

Resembling a mouse, especially in color or timid behavior; dull and shy.

«او موهای قهوه‌ای موشی و چهره‌ای نرم داشت.»

She had mousy brown hair and soft features.

«شخصیت موشی او باعث شد کمتر جلب توجه کند.»

His mousy personality made him less noticeable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shyخجالتی

صفت رایج به معنی ترسو و کمرویی؛ مرتبط ولی متفاوت با 'mousy'.

Common adjective meaning timid and reserved; related but distinct from 'mousy'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000