در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک غذای لایهای شامل بادمجان یا سیبزمینی برشخورده، گوشت چرخکرده و سس بشامل که در فر پخته میشود.
A dish of sliced eggplant or potato, minced meat, and béchamel sauce, baked in layers.
«برای شام در رستوران یونانی موساکا خوردیم.»
“We had moussaka for dinner at the Greek restaurant.”
«درست کردن موساکا میتواند یک فرآیند زمانبر باشد.»
“Making moussaka can be a time-consuming process.”