در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع کلمه mouse به معنی چندین جوندۀ کوچک.
Plural form of mouse, referring to multiple small rodents.
«خانه پر از موش بود و نیاز به مبارزه با آفات داشت.»
“The house was full of mouses and needed pest control.”
«موشها دیده شدند که از عرض مزرعه میدوند.»
“Mouses were seen running across the field.”
رایج اما معمولاً جوندگان بزرگتر هستند؛ موش و رت گونههای متفاوتیاند.
Common but often bigger rodents; rats and mice are different species.