mourned

/mɔːrnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): mournedpast participle (مفعولی): mourned-ing (حال): mourning3rd (سوم): mourns

فعل — سوگواری کرد

سوگواری کردعزاداری کردغمگین شد

غم و اندوه عمیق را به خاطر مرگ یا از دست دادن کسی، یا چیزی که پشیمان‌کننده است، احساس یا ابراز کرد.

Felt or expressed deep sorrow or grief over (someone's death or loss, or something regretted).

«تمام ملت در سوگ از دست دادن رهبرشان بودند.»

The whole nation mourned the loss of their leader.

«او هفته‌ها برای حیوان خانگی از دست رفته‌اش سوگواری کرد.»

She mourned for her lost pet for weeks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grievedغمگین شد

روزمره. اندوه عمیق را بیان می‌کند، اغلب اما نه منحصراً برای مرگ. در زمینه‌های فقدان شخصی و غم قابل تعویض با 'mourned' است.

Everyday. Expresses deep sorrow, often but not exclusively for death. Interchangeable with 'mourned' in contexts of personal loss and sorrow.

lamentedناله و زاری کرد

رسمی/ادبی. اندوه، پشیمانی یا ناامیدی را بیان می‌کند، اغلب با صدای بلند یا پرشور. وقتی ابراز اندوه شفاهی و عمومی باشد، با 'mourned' قابل تعویض است.

Formal/Literary. Expresses sorrow, regret, or disappointment, often loudly or passionately. Can be interchangeable with 'mourned' when the expression of sorrow is vocal and public.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000