mourn

/mɔːrn/
verb (فعل)commonpast (گذشته): mournedpast participle (مفعولی): mourned-ing (حال): mourning3rd (سوم): mourns

فعل — عزاداری کردن

عزاداری کردنسوگواری کردن

احساس یا ابراز غم و اندوه، مخصوصاً پس از مرگ کسی.

To feel or express sadness, especially after someone's death.

«آن‌ها برای از دست دادن دوستشان عزاداری کردند.»

They mourned the loss of their friend.

«عزاداری یک رسم مهم فرهنگی است.»

Mourning is an important cultural practice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grieveاندوهگین شدن

رسمی. احساس غم عمیق، به ویژه پس از فقدان.

Formal. To feel deep sorrow, especially after loss.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000